X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1388 @ 12:06 ق.ظ

تحول و بهبود ارزشیابی های تحصیلی

 

 

مقدمه

نظام آموزشی هر کشوری از پنج عنصر هدف، برنامه، روش، منابع و امکانات و ارزشیابی تشکیل شده است. هر کدام از این عناصر با یکدیگر در تعامل هستند، بنابراین تحول در هر کدام از این عناصر مستلزم تحول در سایر عناصر آموزش و پرورش است. برای تحول و بهبود ارزشیابی تحصیلی لازم است در سایر عناصر آموزش و پرورش تجدید نظر شود. رویکرد جدید ارزشیابی تحصیلی که در کشور ما  که با نام ارزشیایی  توصیفی شناخته شده است صرفاً با بحشنامه و دستورالعمل در عمل هیچ گونه موفقیتی را برای نظام آموزشی در پی نخواهد داشت، بلکه برای اجرای آن باید تمهیداتی  اندیشیده شود. برای برای پاسخ گویی به این سوال که چه مقدماتی برای اجرای طرح ارزشیابی توصیفی لازم است، سعی شده است هم از منابع مکتوب و هم از نظرات و پیشنهادات معلمان مدارس مجری طرح ارزشیابی توصیفی استفاده شود.

لزوم استفاده از ارزشیابی مستمر

اگر ما یادگیری را تغییر رفتار تعریف کنیم که به تدریج در فرد به وجود می آید لازم است برای آگاهی از میزان یادگیری فرد که به صورت تکوینی انجام می پذیرد، و همچنین بازده های یادگیری دانش آموزان که بسیار متنوع است ، مانند حفظ مطالب ، درک و فهم مفاهیم ، کسب مهارتها و توانایی ها ، کاربرد اصول و فنون ، کسب توانایی های خلاقیت ، کسب علایق و نگرش ها و غیره، لازم است از ارزشیابی مستمر استفاده شود. اگر در فرآیند ارزشیابی مستمر، بازخورد دقیق و توصیفی به فراگیران برسد یادگیری بهتر انجام خواهد شد. همچنین این روش به معلم کمک خواهد کرد تا در صورت لزوم در روش تدریس خود تجدید نظر کند.

وظایف ارزشیابی

اگر چه امروزه ارزشیابی در نظام آموزشی کشور ما بیشتر به صورت عادت در آمده و معمولا به صورت آزمونهای مداد کاغذی در پایان دوره یا نیمسال تحصیلی انجام می شود تا سرنوشت تحصیلی فراگیران را مشخص کند، اما با نگاهی به فلسفه ارزشیابی، گذر تحصیلی یکی از کارکردهای ارزشیابی تحصیلی است. ارزشیابی وظایف دیگری همچون تعیین کیفیت آموزش، تحلیل محتوای مواد درسی، بررسی نیازمندیهای آموزشی، ارائه بازخورد به فراگیران را بر عهده دارد.

تدریجی بودن پدیده های آموزشی

تغیر و تحول در پدیده های آموزشی باید به تدریج  و با نیازسنجی تمهیدات آن آغاز شود، زیرا در صورت فراهم نبودن زمینه و بستر مناسب ممکن است مقاومت جامعه را به همراه داشته باشد. برای تبدیل ارزشیابی پایانی به مستمر، فرج اللهی و حقیقی (1386) پیشنهاد کرده اند که این تغییر "باید طی فرآیندی تدریجی و ترکیبی توأم با تغییرات مناسب در همه زمینه ها اعم از روش تدریس، محتوای کتب، برنامه درسی و غیره صورت گیرد."

تمهیدات اولیه اجرای ارزشیابی توصیفی

"هر نوآوری، ممکن شامل دو بخش نمادی و عملی باشد؛ یعنی تغییر در فکر و اندیشه و به دنبال آن تغییر در عمل" (راجرزو شومیکر؛ نقل از حسنی و احمدی، 1385). بنابراین اجرای ارزشیابی توصیفی هم نیازمند تغییر نظام فکری و ارزشی نظام آموزشی کشور و هم نیازمند ایجاد ساز و کارهای  اداری ، تمهیدات و امکانات آموزشی است. با این وجود، می توان گفت  اولین گام برای بستر سازی اجرای ارزشیابی توصیفی، تغیر نگرش معلمان، مدیران ، اولیاء و جامعه در باره ارزشیابی است.

معلمان

معلمان هدف ارزشیابی را باید کمک به یادگیری دانش آموزان بدانند نه اینکه آن ها  ارزشیابی را فقط به نمره گذاری و سرند کردن دانش آموزان محدود بکنند. تا زمانی که معلمان "سنجش برای یادگیری" را به " سنجش از یادگیری" ترجیح ندهند، زمینه برای بهبود روش های ارزشیابی فراهم نخواهد شد. " سنجش برای یادگیری به سنجشی گفته می شود که به طور مرتب صورت می پذیرد و اطلاعات حاصل از آن برای رفع نواقص یادگیری دانش آموزان و اشکالات آموزش معلم مورد استفاده قرار می گیرد. سنجش از یادگیری صرفاً اطلاعاتی در باره نمره گذاری و مقایسه دانش آموزان با یکدیگر در اختیار معلم می گذارد." (سیف، 1387: 24)

در کنار تغییر نگرش معلم، اصلاح تغییر برنامه های تربیت معلم ضروری است. تربیت معلم و آموزشهای ضمن خدمت می توانند مهارتها و نگرش های لازم برای ارزشیابی تحصیلی نوین را به وجود بیاورند. همچنین مراکز آموزش عالی که رشته های مربوط به تعلیم و تربیت را ارائه می دهند باید در مسیر نهادینه کردن ارزشیابی های نوین تحصیلی گام بردارند (حسنی و احمدی، 1385). همچنین برای معلمان باید دوره های آموزشی مناسب طراحی و اجرا شود و کیفیت این دوره ها باید مورد توجه قرار گیرد. برای تحقق این امر جمعیت کلاسها نباید زیاد باشد و اداره ی کلاسها به شکل کارگاهی و فعال و توسط مدرسان مجرب برگزار شود (همان).

مدیران

مدیریت مدرسه،‌‌ در اجرای طرح ها در مدرسه نقش مهم و اساسی دارد، بنابراین مدیران باید برای به کار گیری شیوه های نوین ارزشیابی لازم است از تحصیلات مناسب و تجربه لازم برخوردار باشند. آنها باید نگرش مثبتی به نوآوری داشته باشند. مدیران باید باور داشته باشند که وظیفه آموزشگاه صرفاً انتقال محتوای کتابهای درسی نیست، بلکه وظیفه آن  ارتقاء سطح رشد و یادگیری همه جانبه دانش آموزان است. همچنین آن ها باید اعتقاد داشته باشند که همه دانش آموزان توانایی لازم برای رسیدن به سطح مطلوبی از انتظارات آموزشی را دارند (حسنی و احمدی، 1385).

تغییر نگرش اولیاء و جامعه

اولیاء دانش آموزان از جمله اعضای انجمن اولیاء و مربیان مدرسه لازم است به عنوان یک ضلع از نظام آموزشی کشور از اجرای ارزشیابی تحصیلی جدید حمایت کنند. همچنین تغییر نگرش افراد جامعه، با توجه به  سابقه 80 ساله نظام سنتی ارزشیابی، که کاملا در فرهنگ ما نهادینه شده است، کاملا ضروری است.

اصلاح و تغییر برنامه درسی و برنامه ریزی آموزشی

یکی از ارکان مهم نظام آموزشی، برنامه درسی است. همزمان با تغییر در مبانی فلسفی  و روانشناسی یادگیری، برنامه درسی نیز باید با آن ها همگام شود. برنامه درسی و نظام آموزشی با یکدیگر تعامل دارند، لذا پشتیبانی این دو از یکدیگر در تحولات لازم و ضروری است. برنامه ریزی آموزشی باید از نظام آموزشی متمرکز به نیمه متمرکز تغییر کند، تا معلمان ضمن حفظ  ساختار اصلی برنامه، در برنامه ریزی شرکت داشته باشند و انگیزه های درونی آن ها در اتخاذ شیوه های مناسب تدریس و ارزشیابی تقویت گردد.

در تدوین اهداف و  طرح های برنامه های آموشی سه مقطع آموزش همگانی و آموزش عالی برقرار شود تا خانواده ها نگران تحصیلات عالی فرزندان خود نباشند و شیوه های یادگیری عمیق توأم با بازخوردهای مستمر و تکوینی را بر شیوه های طوطی وار به قصد ورود به دانشگاه انجام دهند و از بار اضطراب کنکور در دانش اموزان و خانواده ها کاسته شود.

حذف کنکور

کنکور نیز یکی دیگر از موانع بکارگیری روشهای نوین ارزشیابی در کشور است. تا زمانی که سرنوشت تحصیلی فراگیران محدود به گذراندن کنکور باشد، یادگیری آن ها نیز معطوف به آموختن شیوه هایی خواهد بود که احتمال موفقیت آن ها را در کنکور افزایش دهد. همانگونه که سیف (1387) بیان می کند که "تأثیر سنجش یا اندازه گیری بر جریان آموزش معلم به پدید آمدن مفهومی به نام آموزش جهت داده شده به وسیله اندازه گیری انجامیده است." باید گفت که در آموزش و پرورش کشور ما کنکور است که به آموزش جهت می دهد و معلمان سعی می کنند به نکاتی که احتمال آمدن آن ها در کنکور وجود دارد تأکید کنند تا شانس قبولی دانش آموزان را در کنکور بالا ببرند.

چالش های فراروی ارزشیابی توصیفی

حسنی (1388) به برخی از سوء برداشت هایی که اجرای موفقیت آمیز ارزشیابی توصیفی را با چالش روبرو کرده بیان کرده است که عبارتند از: نبودن تکرار پایه در ارزشیابی توصیفی، برابر دانستن ارزشیابی مستمر با امتحانات مکرر، معادل دانستن ارزشیابی توصیفی با ابزار آن.

برخی هدف ارزشیابی توصیفی را ارتقای خود به خود دانش آموزان به        پایه های بالاتر می دانند و تصور می کنند در ارزشیابی توصیفی تکرار پایه وجود ندارد، در حالی که چنین نیست و  این معلم است که تشخیص می دهد کدام یک از دانش آموزان نیاز به تکرار پایه و کدام یک شایستگی ارتقا به کلاسهای بالاتر را دارند. معادل دانستن ارزشیابی مستمر با امتحانات مکرر چالش دیگری است که فراروی ارزشیابی توصیفی قرار دارد و حتی این باور تا آنجا پیش رفت که باعث به وجود آمدن نمره مستمر شد که معمولا با میانگین گرفتن از نمرات دو یا چند امتحان به دست می آمد. معادل دانستن ارزشیابی توصیفی با ابزارهای جمع آوری اطلاعات سوء تفاهم دیگری است که اجرای ارزشیابی توصیفی در کشور با  آن روبرو است. بعضی از معلمان  اجرای ارزشیابی توصیفی را معادل بکارگیری تمام ابزارهای جمع آوری اطلاعات در یک زمان می دانند.

مهمترین مشکلات اجرای ارزشیابی مستمر

پرویزیان و کاظمی (1384) مهمترین مشکلات اجرای ارزشیابی مستمر از نظر آموزگاران را به شرح زیربیان کرده اند:

توجیه نبودن اولیای دانش آموزان نسبت به فرآیند ارزشیابی مستمر

توقع نامعقول اولیا نسبت به سطح نمره ارزشیابی مستمر که توسط معلم فرزندشان تعیین می شود

کمبود وقت در طول هفته برای پرداختن به فعالیت های ارزشیابی مستمر

عدم امکان اجرای فعالیت های مستمر در کلاسهای چند پایه

تراکم دانش آموزان که مانع رسیدگی به فعالیت ها در مواد درسی مختلف می شود

شرایط فیزیکی کلاس برای پرداختن به فعالیت های ارزشیابی مستمردر داخل کلاس مهیا نیست

عدم آشنایی برخی همکاران با اجرا و ارزشیابی فعالیت های دانش آموزان

نتیجه گیری

اگر به آموزش و پرورش به عنوان یک سیستم نگاه کنیم، برای تحول و بهبود ارزشیابی پیشرفت تحصیلی لازم است تمام عناصر آن اعم از روش، محتوا، نیروی انسانی، وسایل و امکانات با این تحولات همگام شود، این تحولات ممکن است زمان بر و تدریجی باشد و اصرار در به سرانجام رسیدن کوتاه مدت این تغییرات، بدون بستر سازی مناسب ممکن است باعث مقاومت جامعه آموزشی کشور شود. بنابراین اولین گام در اجرای پدیده های نوین آموزشی تغییر نگرش عوامل انسانی دست اندر کار در نظام آموزشی است و  تازمانی که نظام آموزشی کشور از نظر امکانات و فضای مناسب آموزشی و همچنین نیروی انسانی با استانداردها فاصله داشته باشد، اجرای موفقیت آمیز ارزشیابی توصیفی امری دشوار و حتی محال خواهد بود.